![]() |
![]() |
|
|
آتشفشانها، مكانهايى هستند كه به علل مختلف فيزيكى و تكتونيكى مواد مذاب درونى زمين را به شكل گدازههاى آتشفشانى، مواد پيروكلاستيك و گازها از خود خارج و امكان راهيابى آنها را به سطح زمين مىدهند. يك انفجار آتشفشانى مىتواند همراه با خروج قطعات سنگى جامد، مواد مذاب و گازهاى آتشفشانى باشد. بطور معمول هر يك از ما با شنيدن نام آتشفشان، گدازههاى آتشفشانى سيال و روان را به خاطرمىآوريم كه با حركت خود هر چيزى را در روى سطح زمين به كام خود مىكشد. عواملى همچون غلظت ماده مذاب سيال، ميزان گازها، شيب سطح زمين و سرعت سرد شدن بر روى ميزان سرعت حركت گدازهها تأثيرگذار مىباشند. يك فوران آتشفشانى قادر است ستونى از مواد مختلف را تا ارتفاعى حدود 19 كيلومتر (در بالاى قله آتشفشان) به بيرون پرتاب نمايد و منجر به تشكيل يك ابر آتشفشانى گردد. در 15 سال اخير بيش از 80 فروند هواپيماى تجارى در اثر برخورد با ابرهاى آتشفشانى صدمه ديدهاند. خاكسترهاى آتشفشانى حاصل از يك فوران قادرند تا منطقه وسيعى در اطراف خود را بپوشانند و اين وسعت گاه تا 35000 كيلومترمربع را نيز دربرمىگيرد. گازهاى آتشفشانى به صورت مستقيم مىتوانند بر روى سلامتى انسانها تأثيرگذارند و يا با تسهيل در ايجاد بارانهاى اسيدى مشكلاتى را ايجاد نمايند. جريانهاى مواد پيروكلاستيك، زمين لغزشهاى حاصل از آتشفشانها، جريانهاى گلى (Lahars) از جمله پديدههاى مخربى مىباشند كه با وقوع آتشفشانها همراهند. در هر سال تقريباً 50 فوران آتشفشانى در جهان رخ مىدهد. در كشور ما عظيمترين فعاليتهاى آتشفشانى مربوط به دوره ائوسن مىباشند كه در سه منطقه جغرافيايى، ايران مركزى (اروميه – دختر(، البرز و بلوك لوت توسعه دارند. اما از ديدگاه كاربردى آتشفشانهايى فعال شمرده مىشوند كه در دوران كواترنر فعاليتى را از خود نشان داده باشند. مهمترين اين آتشفشانها در ايران خصوصياتى مانند خروج بخار آب، گازهاى گوگردى را در مرحله گوگردزائى نشان مىدهند. البته براى اينكه مشخص گردد كه آتشفشانى پتانسيل فعاليت مجدد را نشان مىدهد يا نه مطالعات جامعى مورد نياز است. چنين آتشفشانهائى بايد بصورت مداوم تحت بازرسى و كنترل باشند فورانهاي آتشفشاني معمولا براساس شکل دهانهاي که از آن فوران صورت ميگيرد، محل قرارگيري دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط آتشفشاني و بالاخره خصوصيات عمومي فوران (آرام يا شديد – انفجاري يا غير انفجاري) طبقهبندي ميشوند. گدازههاي اسيدي به علت درصد Sio2 بالايي و درجه حرارت نسبتا پايين داراي گرانروي (ويسکوزيته) بالا و سياليت پائين و در نتيجه به صورت انفجاري همراه با مواد پرتابي ميباشد. اما در گدازههاي بازيک به علت درصد Sio2 پائين و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروي پائين بوده و سياليت افزايش مييابد و در نتيجه مواد پرتابي با مقدار کم و فوران آرام انجام ميشود. انواع فوران ها 1) نوع هاوايي اين نوع آتشفشان به شکل گنبدي ميباشد و بيشتر مخروط آن از گدازه رقيق با ضخامت زياد و گسترش کم است. ارتفاع اين نوع آتشفشان نسبتا کم است.
ماگمايي که به سطح مي رسد، معمولا به صورت فواره يا چشمه هاي گدازه اي خارج مي شود. اين نوع آتشفشان در جزاير هاوايي به تعداد زياد يافت مي شود. در جزيره ايسلند نيز از اين نوع آتشفشان يافت ميشود در آتشفشانهاي نوع استرومبولي ماگماي نسبتا رقيق با تركيب بازيك و مواد پرتابي كم تا زياد ميباشد كه مواد پرتابي به صورت ريتمي از اسكوري هاي ملتهب، لاپيلي و بمب مي باشد.
3) نوع وولكانو در نوع وولكانو، گدازههاي خميري شكل، دهانه آتشفشان را مسدود ميكند و مانع خروج گازها و بخارات ميشود. پس از آن كه فشار گازها و بخارات بر اثر تراكم زياد شد، توليد انفجارات شديد ميكند. بر اثر انفجار، ذرات مواد مذاب با فشار به خارج رانده شده و بر اطراف پرتاب ميشوند و توليد ابرهاي ضخيم و وسيعي از خاكستر را ميكنند. اين ذرات خاكستر، پس از سرد شدن در اطراف دهانه آتشفشان ريخته شده و توليد مخروطي از خاكستر مي كند. اين نوع مخروط آتشفشاني اغلب داراي دو شيب است كه يكي به طرف دهانه و ديگري به طرف خارج است گدازه مذاب در آنها به صورت روانه، خيلي كم و نسبتا محدود است. 4)نوع پله در آتشفشان نوع پله كه در جزيره مارتينيك قراردارد، مجراي آتشفشاني به وسيله گدازه بسيار لزج و خميري شكلي مسدود مي شود و در نتيجه گازها و بخارات براي خود سوراخ و راهي در دامنه و پهلوي كوه پيدا ميكنند. ابرهاي سوزان در اين نوع آتشفشان تقريبا شبيه نوع وولكانو ميباشند ولي شدت خروج آنها از دهانه زيادتر است. به علاوه، حركت آنها موازي با سطح زمين و گاهي مايل با آن است، در حالي كه در نوع وولكانو اين حركت به صورت قائم ميباشد. در آتشفشان نوع پله، اغلب مواد مذابي كه خيلي غليظ و خميري شكل هستند، با فشار زياد از دهانه خارج ميشوند و به شكل سوزني در دهانه كوه منجمد ميشوند كه به اين مواد منجمد شده در دهانه كوه، سوزن پله گفته ميشود. 5)نوع كومولوولكان يا كوپول مخروط اين نوع آتشفشان به شكل گنبد است كه به يك طرف بيشتر متمايل است. اين نوع آتشفشان در شرايطي تقريبا مشابه نوع پله ايجاد ميشود. قطعات بزرگي از سنگ، كه از دهانه اين نوع آتشفشان خارج ميشود، ممكن است داراي سطوح صيقلي يا مخطط باشند. يك كوه آتشفشان ممكن است مدتي به شكل يك نوع و مدتي ديگر به شكل نوعي ديگر آتشفشاني كند. چنانكه آتشفشاني كوه وزوو و اتنا. گاهي از نوع استرومبولي و زماني از نوع وولكانو ميباشد. اطلاعاتي در رابطه با آتش فشانهاي ايران دماوند دماوند بلندترين قله از رشته كوههاى البرز با ارتفاع 5670 مترى از سطح درياست كه در شمال شهر با مختصات “24 ‘06 520 طول شرقي و “05 ‘57 350 عرض شمالي واقع گرديده. گسترش گدازهها و مواد آذرآواري در دماوند در حدود 400 كيلومتر مربع و در محدودهاي به طول آتشفشان دماوند از نوع استرومبولى با مخروطى مطبق و دهانهاى به قطر 400 متر است كه در بخش مركزى دهانه آن درياچهاى پوشيده از يخ وجود دارد. اين قله در اثر يك فعاليت عظيم در حدود 100,000سال قبل(هولوسن) ساخته شده و در اواخر كواترنر آخرين فعاليت خود را انجام داده است. وجود چشمههاى گوگردى و آبگرم مانند چشمههاى آبگرم هراز، آباسك و… حكايت از گرماى درونى زمين در اين منطقه دارد و آن را يك آتشفشان نيمه فعال معرفى مىكند. كوه دماوند آتشفشانى است مختلط كه جريان گدازههاى آن مقدار زيادى پونس، توف، رسوبات لاهار و ... بر جاى گذارده است. در دامنه غربى اين كوه درياچه طبيعى و زيباى لار كه در اثر بسته شدن مسير رودخانه توسط گدازههاى خارج شده از دماوند ايجاد گرديده قابل ملاحظه است. بخشي از سنيدي قله دماوند كه در مرداد ماه قابل مشاهده است، متعلق به گوگردهاي متصاعد شده از دهانه مخروط ميباشد. مخروط آتشفشاني دماوند در شرق البرز مركزي قرار دارد. اگر البرز غربي و شرقي را امتداد دهيم، در محل دماوند اين دو امتداد از هم دور ميشوند. آتشفشان البرز مربوط به ولكانيسمي است كه در كواترنر در البرز مركزي رخ داده است. تمامي ساختمانهاي تكتونيكي از جمله: گسلها، تراستها، چينهاي البرز مركزي كه در منطقه دماوند وجود دارند، زماني كه به محدوده گدازه ها ميرسند، محو ميشوند. آتشفشان دماوند به صورت مخروط نامتقارني است كه در قسمت جنوبغرب آن گدازهها گسترش بيشتري دارند. ريفت مخروط آتشفشاني بيان اين موضوع است كه فعاليت اين آتشفشان منحصر به دهانه مركزي نبوده، بلكه دهانههاي جانبي نيز در ايجاد مخروط نقش داشتهاند. تعدادي دهانه جانبي در ارتفاعات بالاي مخروط در سمت جنوبغرب و شمالشرق قرار دارند. اما فعاليت اصلي اين آتشفشان از دهانه مركزي آن صورت مي گيرد. در تركيب سنگشناسي آتشفشان دماوند بر اساس ميزان Sio2 و تركيب كانيشناختي آن 3 گروه سنگي قابل تفكيك هستند: الف) سنگهاي بازيك كه اين سنگها در محدوده پلور و رينه و پل وركوه ديده ميشوند. اين سنگها نسبت به ديگر سنگهاي دماوند قديميتر ميباشند. زيرا بر روي سنگهاي بازيك منطقه پلور مقدار كمي گدازههاي حدواسط (تراكي آندزيت) مشاهده ميشود. اين گدازهها تنها در دامنههاي كم شيب دماوند مشاهده ميشوند و مقدار آنها از ساير سنگها كمتر است. و به علت درصد Sio2 پائين و سياليت بالا داراي وسعت بيشتري هستند ب) سنگهاي حدواسط كه حجم اصلي سنگهاي آتشفشاني منطقه را دارا است. شامل گدازهها و سنگهاي آذرآواري ميباشد و تركيب كانيشناختي تراكي آندزيت و تراكيت دارند. تغييرات سنگشناسي و ژئوشيميايي تراكي آندزيت ها و تراكيت ها تدريجي بوده و انواع حدواسط بين اين دو فراوانند. ج) سنگهاي اسيدي كه مرز بين سنگهاي اسيدي و حدواسط در سنگهاي آتشفشاني دماوند تدريجي است. اين سنگها در دامنه قله شمالي كوه هاره و با ضخامت حدود 100 متر بر روي آهكهاي لار قرار گرفته اند. اين گدازهها به طور متناوب همراه با مواد توفي به شدت دگرسان شده ميباشند. اين گدازهها متراكم و قرمز رنگ بوده و فنوكريستهاي پلاژيوكلاز و هورنبلند در آنها قابل تشخيص است. د) سنگهاي ولكاني كلاستيك كه در بخشهاي جنوبي، شرقي و غربي دماوند بيشتر ديده ميشود و در بخشهاي شمالي كاهش مييابد. علي درويش زاده(1364) عقيده دارد كه آخرين حركت كمپرسيوني(فشارشي) كه فلات ايران را تحت الشعاع قرار داده و سبب چينخوردگي، بالازدگي و جمع شدن پوسته قارهاي ايران گرديده، محل تاشدگي البرز را هم تحت فشار قرار داده است و اين فشار موجب فعال شدن شكستگيهاي عميق و خروج مواد مذاب گرديده است. نوگل سادات(1985) معتقد بود كه حركت گسلهايي كه داراي خميدگي هستند، باعث ايجاد يك منطقه كشش در محل خميدگي گشته و آتشفشان دماوند نيز اثر چنين پديده اي است. ايران نژاد (1370)معتقد است كه گسلهاي عميق منطقه ميتوانند شرايطي را ايجاد كنند كه از طريق آن ماگماي آلكالن به سطح زمين برسد. گسلهاي اسك، بايجان، نوا، سفيدآب، شاهاندشت و ورارود در منطقه شناخته شده و تا زير دماوند ادامه دارند. سهند اين آتشفشان در 40 كيلومتري جنوبشرقي تبريز با ارتفاع حداكثر 3710 متر واقع شده است. تعيين سن مطلق گدازههاي مختلف آن سن 12 تا 140 هزار سال را نشان ميدهد(1356).آتشفشان سهند از 12مخروط با فاصله چند كيلومترى از هم تشكيل شده است. به عقيده معين وزيري فعاليتهاي آتشفشاني سهند در چندين مرحله صورت گرفتهاند و در بين اين مراحل آرامش نسبي وجود داشته است. مخروط پهن آن از توف و خاكستر تشكيل گرديده، حجم زياد خاكستر و قطعات پومیس كه در مناطق بسيار دورتر نيز پراكنده شده بيانگر انفجارات شديد آتشفشان سهند است. كه احتمالاً در مدفون كردن پستانداران حوالى مراغه بىتأثير نبوده است (درويشزاده). بلندترين قله، مجموعه متناوبي از برش، پيروكلاستيكها و آهك سيليسي است كه طي دو مرحله فعاليت به وجود آمدهاند. مرحله اول به صورت انتشار روانههاي برشي و مرحله دوم شامل خروج گدازههاي داسيتي است. تركيب سنگشناختي سهند شامل آندزيت، داسيت، ريوداسيت و ريوليت به همراه مواد آذرآواري فراوان ميباشند. ماگماي تشكيلدهنده اين سنگها اشباع از سيليس بوده و داراي آلومينيوم زيادي است. فعاليت اين آتشفشان در اوايل كواترنر صورت گرفته و امروزه در مرحله آرامش نسبى به سر مىبرد. مطالعه اين آتشفشان نشان ميدهد كه ولكانيسم در آب صورت گرفته و آثار انواع ماهي در مناطق اطراف توده سهند بيانگر آن است كه سهند را دريايي كم عمق فرا گرفته است. با آغاز فعاليت اين آتشفشان در اواسط ميوسن و ايجاد شرايط نامطلوب، گروهي از پستانداران به صورت دسته جمعي از بين رفتهاند كه آثار اين جانوران در حوضههاي رسوبي اطراف مشهود است. توده آتشفشاني سهند در واقع يك استراتوولكان شامل پيروكلاست ايگنمبريت و گدازه است كه توسط دودكشهاي مختلف و پراكنده در يك منطقه وسيع بيرون ريخته شدهاند. در فاصله دورههاي آتشفشاني سهند، رسوبات سيلابي – رودخانهاي و يخچالي تشكيل شدهاند كه غالبا تا شعاع چندين ده كيلومتري اطراف مراكز آتشفشان گسترش يافتهاند. توده آتشفشاني سهند به وسعت بيش از 3000 كيلومترمربع، رسوبات دوره ميوسن و قديميتر را پوشانده است. تشكيلات ولكانوسديمنت آن به شعاع چند ده كيلومتر از دامنههاي سهند به طرف جلگههاي اطراف گسترش يافتهاند. سبلان اين آتشفشان نقطهاى با مخروط استراتوولكان در ارتفاع 4811مترى از سطح دريا در غرب شهرستان اردبيل واقع گرديده. كه در واقع خط تقسيم حوضههاي آبريز اروميه و رودخانه ارس به شمار ميرود. رشتهكوه آتشفشاني خاموش سبلان از دره قرهسو در شمالغرب اردبيل شروع و در جهت شرقي_غربي به طول 60 كيلومتر و عرض تقريبي 48 كيلومتر تا كوه قوشاداغ در جنوب اهر ادامه مييابد. اين كوه از سه مخروط كه در امتداد يكديگر قرار گرفتهاند تشكيل يافتهاست. گسترش وسيع گدازه (سطحى در حدود 1300كيلومترمربع) حكايت از انفجار عظيم و خروج حجم بسيار زياد گدازه دارد. از نظر زمينشناسى منطقه سبلان بر روى هورست بزرگ اليگوسن بنا شده و فعاليت آن از ائوسن آغاز گرديده است. مخروط آتشفشاني سبلان از نوع چينهاي است كه گدازههاي آن سطحي معادل 1200 كيلومترمربع را اشغال كردهاند. مخروط سبلان ساختمان مركزي عظيمي است كه بر روي يك سيستم هورست با روند شرقي – غربي قرار گرفته است. ديدون و ژرمن(1976) سن اين آتشفشان را پليوكواترنر ميدانند. اما باباخاني، سكويه و ريو(1369) اظهار ميدارند كه نخستين جريان گدازه سبلان بر روي توفها و كنگلومراهاي الوار قرار دارند كه از نهشتههاي كواترنر پيشين حوضه مشكينشهر هستند.
در حال حاضر تنها گواه فعاليت اين آتشفشان چشمههاى آب گرم و گوگردى متعدد مربوط به پديدههاى پس از آتشفشان است. در قاعده بلندترين قله سبلان درياچه كوچكى وجود دارد. لازم به ذكر است كه فعاليتهاي آتشفشاني سبلان از نوع آلكالن سديك است تفتان آتشفشان جوان و نيمهفعال تفتان از نوع استراتوولكان، به سن پليوسن– كواترنر بلندترين قله كوههاى بلوچستان است كه در 5۰كيلومتري شهر خاش قرار دارد. ارتفاع اين آتشفشان از سطح دريا4050 متر و از دشتهاي اطراف 2000 متر است. اين آتشفشان در روي فيليشهاي كرتاسه بالايي و ائوسن بنا شدهاست. ساختمان اصلى آن از دو كوه متصل به هم تشكيل شدهاست. جنس گدازههاى تفتان آندزيتى است. وجود چشمههاى متعدد گوگردى در اطراف اين كوه و خروج گازهاى متعدد از بلندترين قله آن منظره يك آتشفشان فعال را به خوبى نشان مىدهد. در طى سالهاى 1349و 1350شمسى خروج مواد مذاب از تفتان گزارش شدهاست. اولين فوران تفتان شامل گدازهها و سنگهاي پيروكلاستيك با تركيب داسيت و ريوداسيت در 20 كيلومتري غرب_ شمالغرب قله فعلي شروع شدهاست ( گانسر1966.( فعاليت مجدد تفتان شامل گدازههاي داسيتي و آندزيتي متعلق به اواخر پليوسن در 10 كيلومتري شمالغرب پس از يك آرامش بوده و منجر به تشكيل طبقات اگلومرا گرديد. يك انفجار مهم ديگر در 2 كيلومتري جنوب قله امروزي به وقوع پيوسته كه اثر آن امروزه به صورت گودال فرسايشي ديده مي شود. يكي از ويژگيهاي جالب در تفتان، ناهماهنگي كانيشناسي و تحول معكوس كانيها در آندزيتهاي كواترنر اين آتشفشان ديده ميشود. در گدازههاي تفتان سنگهاي بازيك مشاهده نميشود. سنگهاي آذرآواري و توفهاي پوميسي بخش وسيعي از شرق و جنوب غرب آتشفشان تفتان را ميپوشانند كه اين سنگها عمدتا از پوميس و پرميسيت تشكيل شدهاند بزمان آتشفشان نيمهفعال بزمان در 115 كيلومترى شمالغرب ايرانشهر و 120 كيلومترى غرب خاش در ارتفاع 3490 مترى از سطح دريا واقع شده است. سنگهاي آتشفشاني– نفوذي شمال گودال جازموريان مجموعه سنگهاي ماگمايي بزمان را شكل ميدهند. اين كمپلكس ماگمايي جزء زون ماگمايي اروميه – دختر محسوب مي شوند. قطر دهانه بلندترين قله به حدود 5000 متر مىرسد. وجود چشمههاى آبگرم و گازهاى خروجى كه سبب تغيير رنگ سنگهای موجود در قله شده، آن را يك آتشفشان نيمهفعال معرفى مىكند. مخروط اصلي اين آتشفشان از اجتماع برشهاي ايگنمبريتي، پرميس و گدازه تشكيل شده كه به طور متناوب قرار گرفتهاند. مخروط آن از انواع استراتوولكان بوده و از تناوبى از پونس، گدازه و برش در طول كواترنر ايجاد گرديده است. در اطراف قلههاى اصلى چندين مخروط كوچك از جنس گدازههاى بازالتى واقع شده است. سنگهاي نفوذي منطقه بزمان از گرانيت آلكالن پورفيري با فلدسپاتهاي پتاسيم دانهدرشت، گرانيتهاي هورنبلنددار، گرانوديوريت تا كوارتزديوريت تشكيل شدهاند كه داراي 64 تا 74 ميليون سال سن ميباشند. سنگهاي خروجي اين منطقه شامل سنگهاي داسيتي، آندزيت– داسيتي و بندرت ريوليت، ايگنمبريت و توفهاي شيشهاي متبلور ميباشد كه در جنوبشرق آتشفشان بزمان رخنمون دارند. سنگهاي آتشفشاني بزمان عمدتا آندزيت، بازالت و كمي اليوين بازالت ميباشند. آتشفشان بزمان داراي ساختمان استراتوولكان پيچدهاي ميباشد و انواع گدازههاي آندزيتي، داسيتي و ريوداسيتي در دامنه شرقي آن زيادتر است. |
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم آذر 1386ساعت 15:56 توسط دلشاد پیاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نظر به اهمیت زمین شناسی در زندگی روزمره بر آن شدیم تا دریچه ای کوچک به این علم عظیم باز کنیم تا شاید از این دیدگاه بهتر و بیشتر به پیرامون خود توجه نماییم و از داده های الهی بهره بیشتر گیریم . با توجه به اینکه زمین شناسی در دوره متوسطه زیاد به آن اهمیت داده نمی شود در این جا به صورت حاشیه ای با دانش آموزان علاقه مند و نیز کسانی که نظر مثبت نسبت به زمین شناسی دارند باب جدیدی را باز نموده تا با گفتگو و تبادل نظر و استفاده بهینه از نظرات آنها مکاشفه ای هرچند جزیی و کوچک نسبت به علوم زمین داشته باشیم .
به امید آن روز هر کس به نسبت آموخته و علم خود از زمین شناسی آگاهی و اطلاعات زمینه ای داشته باشد . خداوند ما را در پیشبرد راهی که در نظر گرفته ایم موفق سازد . امین |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|
|
|