آتشفشانها، مكانهايى هستند كه به علل مختلف فيزيكى و تكتونيكى مواد مذاب درونى زمين را به شكل گدازههاى آتشفشانى، مواد پيروكلاستيك و گازها از خود خارج و امكان راهيابى آنها را به سطح زمين مىدهند. يك انفجار آتشفشانى مىتواند همراه با خروج قطعات سنگى جامد، مواد مذاب و گازهاى آتشفشانى باشد. بطور معمول هر يك از ما با شنيدن نام آتشفشان، گدازههاى آتشفشانى سيال و روان را به خاطرمىآوريم كه با حركت خود هر چيزى را در روى سطح زمين به كام خود مىكشد. عواملى همچون غلظت ماده مذاب سيال، ميزان گازها، شيب سطح زمين و سرعت سرد شدن بر روى ميزان سرعت حركت گدازهها تأثيرگذار مىباشند. يك فوران آتشفشانى قادر است ستونى از مواد مختلف را تا ارتفاعى حدود 19 كيلومتر (در بالاى قله آتشفشان) به بيرون پرتاب نمايد و منجر به تشكيل يك ابر آتشفشانى گردد. در 15 سال اخير بيش از 80 فروند هواپيماى تجارى در اثر برخورد با ابرهاى آتشفشانى صدمه ديدهاند. خاكسترهاى آتشفشانى حاصل از يك فوران قادرند تا منطقه وسيعى در اطراف خود را بپوشانند و اين وسعت گاه تا 35000 كيلومترمربع را نيز دربرمىگيرد. گازهاى آتشفشانى به صورت مستقيم مىتوانند بر روى سلامتى انسانها تأثيرگذارند و يا با تسهيل در ايجاد بارانهاى اسيدى مشكلاتى را ايجاد نمايند. جريانهاى مواد پيروكلاستيك، زمين لغزشهاى حاصل از آتشفشانها، جريانهاى گلى (Lahars) از جمله پديدههاى مخربى مىباشند كه با وقوع آتشفشانها همراهند. در هر سال تقريباً 50 فوران آتشفشانى در جهان رخ مىدهد. در كشور ما عظيمترين فعاليتهاى آتشفشانى مربوط به دوره ائوسن مىباشند كه در سه منطقه جغرافيايى، ايران مركزى (اروميه – دختر(، البرز و بلوك لوت توسعه دارند. اما از ديدگاه كاربردى آتشفشانهايى فعال شمرده مىشوند كه در دوران كواترنر فعاليتى را از خود نشان داده باشند. مهمترين اين آتشفشانها در ايران خصوصياتى مانند خروج بخار آب، گازهاى گوگردى را در مرحله گوگردزائى نشان مىدهند. البته براى اينكه مشخص گردد كه آتشفشانى پتانسيل فعاليت مجدد را نشان مىدهد يا نه مطالعات جامعى مورد نياز است. چنين آتشفشانهائى بايد بصورت مداوم تحت بازرسى و كنترل باشند فورانهاي آتشفشاني معمولا براساس شکل دهانهاي که از آن فوران صورت ميگيرد، محل قرارگيري دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط آتشفشاني و بالاخره خصوصيات عمومي فوران (آرام يا شديد – انفجاري يا غير انفجاري) طبقهبندي ميشوند.
گدازههاي اسيدي به علت درصد Sio2 بالايي و درجه حرارت نسبتا پايين داراي گرانروي (ويسکوزيته) بالا و سياليت پائين و در نتيجه به صورت انفجاري همراه با مواد پرتابي ميباشد.
اما در گدازههاي بازيک به علت درصد Sio2 پائين و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروي پائين بوده و سياليت افزايش مييابد و در نتيجه مواد پرتابي با مقدار کم و فوران آرام انجام ميشود.
انواع فوران ها
1) نوع هاوايي
اين نوع آتشفشان به شکل گنبدي ميباشد و بيشتر مخروط آن از گدازه رقيق با ضخامت زياد و گسترش کم است. ارتفاع اين نوع آتشفشان نسبتا کم است.
از دهانه آن اغلب گدازههاي بازيک با سياليت بالا و مواد پرتابي کم، بيرون مي ريزد. به علت وجود ميزان کم گاز در گدازه اين نوع آتشفشان، فوران جرياني در آن ديده مي شود.
ماگمايي که به سطح مي رسد، معمولا به صورت فواره يا چشمه هاي گدازه اي خارج مي شود. اين نوع آتشفشان در جزاير هاوايي به تعداد زياد يافت مي شود. در جزيره ايسلند نيز از اين نوع آتشفشان يافت ميشود
2) نوع استرومبولي
در آتشفشانهاي نوع استرومبولي ماگماي نسبتا رقيق با تركيب بازيك و مواد پرتابي كم تا زياد ميباشد كه مواد پرتابي به صورت ريتمي از اسكوري هاي ملتهب، لاپيلي و بمب مي باشد.
عمده فعاليت اين نوع آتشفشان در ساحل غربي ايتاليا ديده شده است. فعاليتهاي آرام استرومبولي از دهانههاي باز صورت ميگيرد و گدازههاي نسبتا سيال در افقهاي بالايي مجراي آتشفشان وجود دارند.
به علت گرانروي بالاي ماگما، خروج گاز زيادتر از انواع ماگماهاي سيال نوع هاوايي صورت مي گيرد. فورانهاي طولاني مدت استرومبولي ميتواند مخروطهاي مختلط را تشكيل دهد، در حالي كه فورانهاي كوتاهمدت معمولا مخروطهاي اسكوريدار را تشكيل ميدهند.
خاكستر در اين نوع آتشفشان كم بوده و به هنگام انفجار توليد ابرهاي سبك وزني را مي كند.
شيب مخروط اين نوع آتشفشان از شيب آتشفشان نوع هاوايي خيلي بيشتر است.
3) نوع وولكانو
در نوع وولكانو، گدازههاي خميري شكل، دهانه آتشفشان را مسدود ميكند و مانع خروج گازها و بخارات ميشود. پس از آن كه فشار گازها و بخارات بر اثر تراكم زياد شد، توليد انفجارات شديد ميكند.
بر اثر انفجار، ذرات مواد مذاب با فشار به خارج رانده شده و بر اطراف پرتاب ميشوند و توليد ابرهاي ضخيم و وسيعي از خاكستر را ميكنند.
اين ذرات خاكستر، پس از سرد شدن در اطراف دهانه آتشفشان ريخته شده و توليد مخروطي از خاكستر مي كند.
اين نوع مخروط آتشفشاني اغلب داراي دو شيب است كه يكي به طرف دهانه و ديگري به طرف خارج است گدازه مذاب در آنها به صورت روانه، خيلي كم و نسبتا محدود است.
4)نوع پله
در آتشفشان نوع پله كه در جزيره مارتينيك قراردارد، مجراي آتشفشاني به وسيله گدازه بسيار لزج و خميري شكلي مسدود مي شود و در نتيجه گازها و بخارات براي خود سوراخ و راهي در دامنه و پهلوي كوه پيدا ميكنند.
ابرهاي سوزان در اين نوع آتشفشان تقريبا شبيه نوع وولكانو ميباشند ولي شدت خروج آنها از دهانه زيادتر است. به علاوه، حركت آنها موازي با سطح زمين و گاهي مايل با آن است، در حالي كه در نوع وولكانو اين حركت به صورت قائم ميباشد.
در آتشفشان نوع پله، اغلب مواد مذابي كه خيلي غليظ و خميري شكل هستند، با فشار زياد از دهانه خارج ميشوند و به شكل سوزني در دهانه كوه منجمد ميشوند كه به اين مواد منجمد شده در دهانه كوه، سوزن پله گفته ميشود.
5)نوع كومولوولكان يا كوپول
مخروط اين نوع آتشفشان به شكل گنبد است كه به يك طرف بيشتر متمايل است. اين نوع آتشفشان در شرايطي تقريبا مشابه نوع پله ايجاد ميشود.
قطعات بزرگي از سنگ، كه از دهانه اين نوع آتشفشان خارج ميشود، ممكن است داراي سطوح صيقلي يا مخطط باشند.
يك كوه آتشفشان ممكن است مدتي به شكل يك نوع و مدتي ديگر به شكل نوعي ديگر آتشفشاني كند. چنانكه آتشفشاني كوه وزوو و اتنا. گاهي از نوع استرومبولي و زماني از نوع وولكانو ميباشد.
اطلاعاتي در رابطه با آتش فشانهاي ايران
دماوند
دماوند بلندترين قله از رشته كوههاى البرز با ارتفاع 5670 مترى از سطح درياست كه در شمال شهر با مختصات “24 ‘06 520 طول شرقي و “05 ‘57 350 عرض شمالي واقع گرديده.
گسترش گدازهها و مواد آذرآواري در دماوند در حدود 400 كيلومتر مربع و در محدودهاي به طول
‘18 520 تا ‘59 510 و عرض “30 ‘04 360تا “38 ‘48 350 را شامل مي شود.
آتشفشان دماوند از نوع استرومبولى با مخروطى مطبق و دهانهاى به قطر 400 متر است كه در بخش مركزى دهانه آن درياچهاى پوشيده از يخ وجود دارد.
اين قله در اثر يك فعاليت عظيم در حدود 100,000سال قبل(هولوسن) ساخته شده و در اواخر كواترنر آخرين فعاليت خود را انجام داده است.
وجود چشمههاى گوگردى و آبگرم مانند چشمههاى آبگرم هراز، آباسك و… حكايت از گرماى درونى زمين در اين منطقه دارد و آن را يك آتشفشان نيمه فعال معرفى مىكند.
كوه دماوند آتشفشانى است مختلط كه جريان گدازههاى آن مقدار زيادى پونس، توف، رسوبات لاهار و ... بر جاى گذارده است. در دامنه غربى اين كوه درياچه طبيعى و زيباى لار كه در اثر بسته شدن مسير رودخانه توسط گدازههاى خارج شده از دماوند ايجاد گرديده قابل ملاحظه است.
بخشي از سنيدي قله دماوند كه در مرداد ماه قابل مشاهده است، متعلق به گوگردهاي متصاعد شده از دهانه مخروط ميباشد. مخروط آتشفشاني دماوند در شرق البرز مركزي قرار دارد.
اگر البرز غربي و شرقي را امتداد دهيم، در محل دماوند اين دو امتداد از هم دور ميشوند. آتشفشان البرز مربوط به ولكانيسمي است كه در كواترنر در البرز مركزي رخ داده است.
تمامي ساختمانهاي تكتونيكي از جمله: گسلها، تراستها، چينهاي البرز مركزي كه در منطقه دماوند وجود دارند، زماني كه به محدوده گدازه ها ميرسند، محو ميشوند.
آتشفشان دماوند به صورت مخروط نامتقارني است كه در قسمت جنوبغرب آن گدازهها گسترش بيشتري دارند.
ريفت مخروط آتشفشاني بيان اين موضوع است كه فعاليت اين آتشفشان منحصر به دهانه مركزي نبوده، بلكه دهانههاي جانبي نيز در ايجاد مخروط نقش داشتهاند. تعدادي دهانه جانبي در ارتفاعات بالاي مخروط در سمت جنوبغرب و شمالشرق قرار دارند. اما فعاليت اصلي اين آتشفشان از دهانه مركزي آن صورت مي گيرد.
در تركيب سنگشناسي آتشفشان دماوند بر اساس ميزان Sio2 و تركيب كانيشناختي آن 3 گروه سنگي قابل تفكيك هستند:
الف) سنگهاي بازيك كه اين سنگها در محدوده پلور و رينه و پل وركوه ديده ميشوند. اين سنگها نسبت به ديگر سنگهاي دماوند قديميتر ميباشند. زيرا بر روي سنگهاي بازيك منطقه پلور مقدار كمي گدازههاي حدواسط (تراكي آندزيت) مشاهده ميشود. اين گدازهها تنها در دامنههاي كم شيب دماوند مشاهده ميشوند و مقدار آنها از ساير سنگها كمتر است. و به علت درصد Sio2 پائين و سياليت بالا داراي وسعت بيشتري هستند
ب) سنگهاي حدواسط كه حجم اصلي سنگهاي آتشفشاني منطقه را دارا است. شامل گدازهها و سنگهاي آذرآواري ميباشد و تركيب كانيشناختي تراكي آندزيت و تراكيت دارند.
تغييرات سنگشناسي و ژئوشيميايي تراكي آندزيت ها و تراكيت ها تدريجي بوده و انواع حدواسط بين اين دو فراوانند.
ج) سنگهاي اسيدي كه مرز بين سنگهاي اسيدي و حدواسط در سنگهاي آتشفشاني دماوند تدريجي است. اين سنگها در دامنه قله شمالي كوه هاره و با ضخامت حدود 100 متر بر روي آهكهاي لار قرار گرفته اند.
اين گدازهها به طور متناوب همراه با مواد توفي به شدت دگرسان شده ميباشند. اين گدازهها متراكم و قرمز رنگ بوده و فنوكريستهاي پلاژيوكلاز و هورنبلند در آنها قابل تشخيص است.
د) سنگهاي ولكاني كلاستيك كه در بخشهاي جنوبي، شرقي و غربي دماوند بيشتر ديده ميشود و در بخشهاي شمالي كاهش مييابد.
علي درويش زاده(1364) عقيده دارد كه آخرين حركت كمپرسيوني(فشارشي) كه فلات ايران را تحت الشعاع قرار داده و سبب چينخوردگي، بالازدگي و جمع شدن پوسته قارهاي ايران گرديده، محل تاشدگي البرز را هم تحت فشار قرار داده است و اين فشار موجب فعال شدن شكستگيهاي عميق و خروج مواد مذاب گرديده است.
نوگل سادات(1985) معتقد بود كه حركت گسلهايي كه داراي خميدگي هستند، باعث ايجاد يك منطقه كشش در محل خميدگي گشته و آتشفشان دماوند نيز اثر چنين پديده اي است.
ايران نژاد (1370)معتقد است كه گسلهاي عميق منطقه ميتوانند شرايطي را ايجاد كنند كه از طريق آن ماگماي آلكالن به سطح زمين برسد.
گسلهاي اسك، بايجان، نوا، سفيدآب، شاهاندشت و ورارود در منطقه شناخته شده و تا زير دماوند ادامه دارند.
سهند
اين آتشفشان در 40 كيلومتري جنوبشرقي تبريز با ارتفاع حداكثر 3710 متر واقع شده است. تعيين سن مطلق گدازههاي مختلف آن سن 12 تا 140 هزار سال را نشان ميدهد(1356).آتشفشان سهند از 12مخروط با فاصله چند كيلومترى از هم تشكيل شده است.
به عقيده معين وزيري فعاليتهاي آتشفشاني سهند در چندين مرحله صورت گرفتهاند و در بين اين مراحل آرامش نسبي وجود داشته است.
مخروط پهن آن از توف و خاكستر تشكيل گرديده، حجم زياد خاكستر و قطعات پومیس كه در مناطق بسيار دورتر نيز پراكنده شده بيانگر انفجارات شديد آتشفشان سهند است. كه احتمالاً در مدفون كردن پستانداران حوالى مراغه بىتأثير نبوده است (درويشزاده).
بلندترين قله، مجموعه متناوبي از برش، پيروكلاستيكها و آهك سيليسي است كه طي دو مرحله فعاليت به وجود آمدهاند. مرحله اول به صورت انتشار روانههاي برشي و مرحله دوم شامل خروج گدازههاي داسيتي است.
تركيب سنگشناختي سهند شامل آندزيت، داسيت، ريوداسيت و ريوليت به همراه مواد آذرآواري فراوان ميباشند. ماگماي تشكيلدهنده اين سنگها اشباع از سيليس بوده و داراي آلومينيوم زيادي است.
فعاليت اين آتشفشان در اوايل كواترنر صورت گرفته و امروزه در مرحله آرامش نسبى به سر مىبرد.
مطالعه اين آتشفشان نشان ميدهد كه ولكانيسم در آب صورت گرفته و آثار انواع ماهي در مناطق اطراف توده سهند بيانگر آن است كه سهند را دريايي كم عمق فرا گرفته است.
با آغاز فعاليت اين آتشفشان در اواسط ميوسن و ايجاد شرايط نامطلوب، گروهي از پستانداران به صورت دسته جمعي از بين رفتهاند كه آثار اين جانوران در حوضههاي رسوبي اطراف مشهود است.
توده آتشفشاني سهند در واقع يك استراتوولكان شامل پيروكلاست ايگنمبريت و گدازه است كه توسط دودكشهاي مختلف و پراكنده در يك منطقه وسيع بيرون ريخته شدهاند.
در فاصله دورههاي آتشفشاني سهند، رسوبات سيلابي – رودخانهاي و يخچالي تشكيل شدهاند كه غالبا تا شعاع چندين ده كيلومتري اطراف مراكز آتشفشان گسترش يافتهاند.
توده آتشفشاني سهند به وسعت بيش از 3000 كيلومترمربع، رسوبات دوره ميوسن و قديميتر را پوشانده است.
تشكيلات ولكانوسديمنت آن به شعاع چند ده كيلومتر از دامنههاي سهند به طرف جلگههاي اطراف گسترش يافتهاند.
سبلان
اين آتشفشان نقطهاى با مخروط استراتوولكان در ارتفاع 4811مترى از سطح دريا در غرب شهرستان اردبيل واقع گرديده. كه در واقع خط تقسيم حوضههاي آبريز اروميه و رودخانه ارس به شمار ميرود.
رشتهكوه آتشفشاني خاموش سبلان از دره قرهسو در شمالغرب اردبيل شروع و در جهت شرقي_غربي به طول 60 كيلومتر و عرض تقريبي 48 كيلومتر تا كوه قوشاداغ در جنوب اهر ادامه مييابد.
اين كوه از سه مخروط كه در امتداد يكديگر قرار گرفتهاند تشكيل يافتهاست. گسترش وسيع گدازه (سطحى در حدود 1300كيلومترمربع) حكايت از انفجار عظيم و خروج حجم بسيار زياد گدازه دارد.
از نظر زمينشناسى منطقه سبلان بر روى هورست بزرگ اليگوسن بنا شده و فعاليت آن از ائوسن آغاز گرديده است.
مخروط آتشفشاني سبلان از نوع چينهاي است كه گدازههاي آن سطحي معادل 1200 كيلومترمربع را اشغال كردهاند.
مخروط سبلان ساختمان مركزي عظيمي است كه بر روي يك سيستم هورست با روند شرقي – غربي قرار گرفته است.
ديدون و ژرمن(1976) سن اين آتشفشان را پليوكواترنر ميدانند.
اما باباخاني، سكويه و ريو(1369) اظهار ميدارند كه نخستين جريان گدازه سبلان بر روي توفها و كنگلومراهاي الوار قرار دارند كه از نهشتههاي كواترنر پيشين حوضه مشكينشهر هستند.
ديدون و ژرمن فعاليت آتشفشاني سبلان را به 3 بخش تقسيم ميكنند:
الف) جريانات گدازهاي سبلان كهن كه بيشترين بخش كوه سبلان را در برميگيرد و شامل آندزيتهاي زيرين و مياني و جريان گدازه داسيتي است.
ب) فرونشست كه بخش مركزي ساختمان پيشين گسيخته شده كه نتيجه آن ايجاد يك فرورفتگي دايرهاي به قطر 20 كيلومتر است و همزمان با فرونشست كالدرا، فورانهاي انفجاري نيز روي دادهاست و از مواد آذرآواري تشكيل شده است.
ج) گنبدها و جريانات گدازهاي سبلان جوان كه پس از فروريزش كالدرا، فوران مواد آتشفشاني صورت گرفته كه بلندترين بخشهاي مركزي آتشفشان را تشكيل ميدهند.
در حال حاضر تنها گواه فعاليت اين آتشفشان چشمههاى آب گرم و گوگردى متعدد مربوط به پديدههاى پس از آتشفشان است. در قاعده بلندترين قله سبلان درياچه كوچكى وجود دارد.
لازم به ذكر است كه فعاليتهاي آتشفشاني سبلان از نوع آلكالن سديك است
تفتان
آتشفشان جوان و نيمهفعال تفتان از نوع استراتوولكان، به سن پليوسن– كواترنر بلندترين قله كوههاى بلوچستان است كه در 5۰كيلومتري شهر خاش قرار دارد.
ارتفاع اين آتشفشان از سطح دريا4050 متر و از دشتهاي اطراف 2000 متر است. اين آتشفشان در روي فيليشهاي كرتاسه بالايي و ائوسن بنا شدهاست.
ساختمان اصلى آن از دو كوه متصل به هم تشكيل شدهاست. جنس گدازههاى تفتان آندزيتى است. وجود چشمههاى متعدد گوگردى در اطراف اين كوه و خروج گازهاى متعدد از بلندترين قله آن منظره يك آتشفشان فعال را به خوبى نشان مىدهد. در طى سالهاى 1349و 1350شمسى خروج مواد مذاب از تفتان گزارش شدهاست.
اولين فوران تفتان شامل گدازهها و سنگهاي پيروكلاستيك با تركيب داسيت و ريوداسيت در 20 كيلومتري غرب_ شمالغرب قله فعلي شروع شدهاست ( گانسر1966.(
فعاليت مجدد تفتان شامل گدازههاي داسيتي و آندزيتي متعلق به اواخر پليوسن در 10 كيلومتري شمالغرب پس از يك آرامش بوده و منجر به تشكيل طبقات اگلومرا گرديد.
يك انفجار مهم ديگر در 2 كيلومتري جنوب قله امروزي به وقوع پيوسته كه اثر آن امروزه به صورت گودال فرسايشي ديده مي شود.
يكي از ويژگيهاي جالب در تفتان، ناهماهنگي كانيشناسي و تحول معكوس كانيها در آندزيتهاي كواترنر اين آتشفشان ديده ميشود.
در گدازههاي تفتان سنگهاي بازيك مشاهده نميشود.
سنگهاي آذرآواري و توفهاي پوميسي بخش وسيعي از شرق و جنوب غرب آتشفشان تفتان را ميپوشانند كه اين سنگها عمدتا از پوميس و پرميسيت تشكيل شدهاند
بزمان
آتشفشان نيمهفعال بزمان در 115 كيلومترى شمالغرب ايرانشهر و 120 كيلومترى غرب خاش در ارتفاع 3490 مترى از سطح دريا واقع شده است.
سنگهاي آتشفشاني– نفوذي شمال گودال جازموريان مجموعه سنگهاي ماگمايي بزمان را شكل ميدهند. اين كمپلكس ماگمايي جزء زون ماگمايي اروميه – دختر محسوب مي شوند.
قطر دهانه بلندترين قله به حدود 5000 متر مىرسد. وجود چشمههاى آبگرم و گازهاى خروجى كه سبب تغيير رنگ سنگهای موجود در قله شده، آن را يك آتشفشان نيمهفعال معرفى مىكند.
مخروط اصلي اين آتشفشان از اجتماع برشهاي ايگنمبريتي، پرميس و گدازه تشكيل شده كه به طور متناوب قرار گرفتهاند.
مخروط آن از انواع استراتوولكان بوده و از تناوبى از پونس، گدازه و برش در طول كواترنر ايجاد گرديده است. در اطراف قلههاى اصلى چندين مخروط كوچك از جنس گدازههاى بازالتى واقع شده است.
سنگهاي نفوذي منطقه بزمان از گرانيت آلكالن پورفيري با فلدسپاتهاي پتاسيم دانهدرشت، گرانيتهاي هورنبلنددار، گرانوديوريت تا كوارتزديوريت تشكيل شدهاند كه داراي 64 تا 74 ميليون سال سن ميباشند.
سنگهاي خروجي اين منطقه شامل سنگهاي داسيتي، آندزيت– داسيتي و بندرت ريوليت، ايگنمبريت و توفهاي شيشهاي متبلور ميباشد كه در جنوبشرق آتشفشان بزمان رخنمون دارند.
سنگهاي آتشفشاني بزمان عمدتا آندزيت، بازالت و كمي اليوين بازالت ميباشند.
آتشفشان بزمان داراي ساختمان استراتوولكان پيچدهاي ميباشد و انواع گدازههاي آندزيتي، داسيتي و ريوداسيتي در دامنه شرقي آن زيادتر است.
زمينشناسى پزشكى يا مديكال ژئولوژى مطالعه اثر زيستمحيطى زمين بر روى سلامت انسان، حيوان و گياه، و شناخت عوارض و عوامل انحراف از سلامت است.
از گذشته دور تاثير عوامل آب و هوا، ميزان رطوبت، دما و ارتفاع و ديگر عوامل محيطى بر روى انسانها شناختهشده است.
اين دانش دو رشتهاى با ماهيت كلى زمينشناسى- پزشكى، شاخههاى مختلف علوم چون بيولوژى، شيمى، فيزيك، رياضيات، آمار،كشاورزى ،آب و هواشناسى، ايمونولوژى، اپيدميولوژى، پاتولوژى و پزشكىجغرافيايى را نيز در برمىگيرد.
زمينشناسي به بررسي مسائل و عوارض موجود در زمين ميپردازد و زمينشناسي پزشكي بررسى عوارض شيميايى و تاثير آن بر ژئوشيمى هر منطقه و ساكنين بومي آن مىباشد.
اين علم با توزيع و مهاجرت عناصر در جهان و تعيين كمى عناصر در بخشهاى مختلف زمين سروكار دارد و از سوى ديگر به قوانين كنترلكننده توزيع عناصر در هر منطقه مرتبط مىباشد.
مطالعه اين بخش زيربناء علم زمينشناسى- پزشكى است كه در حيطه آب، خاك، سنگ، رسوب، موجودات زنده اعم از گياهان و جانوران ميباشد.
لذا تجزيه كمى و دقيق فاكتورهاى ذكر شده و دسترسى به ميزان عناصر متشكله در هر كدام از آنها در شناخت و تاثير اين عوامل بر سلامت موجودات زنده بومى نقش تعيينكنندهاى دارد .
امروزه زير شاخههاى مهمى در علم ژئوشيمى وجود دارد كه ژئوشيمى معدنى، آلى، اكتشافى، ميكروبى، زيستمحيطى و پزشكى از آن جملهاند.
كليه عناصر تشكيلدهنده پوسته زمين از طريق چرخه خاك، آب و هوا وارد بدن موجودات زنده شده و در درازمدت تاثيرات خود را بر جاى مىگذارند.
عناصر كالكوفيل (كادميم، روى، جيوه، سرب، آرسنيك، آنتيموان و بيسموت) بيشترين خطر مسموميتزائى را دارند و عناصر ليتوفيل (نظير آلومنيوم، باريوم، برليوم و تاليوم) نيز در بسيارى از موارد باعث مسموميتهاى شديد ميشوند.
بسيارى از عناصر جدول مندليف نيز ماهيت دو سويهاى دارند كه در صورت افزايش يا كاهش، تاثيرات جبرانناپذيرى بر جا مىگذارند. مثل يد و فلوئور و بسيارى از عناصر راديو اكتيو كه در حالت طبيعى، محيط را تحت تاثير قرار مىدهد و انحراف از سلامت را در موجودات زنده باعث مىشود.
وجود كمربندهاى جغرافيايى كه گاه در طول يك قاره قابل پىگيرى است مثل بيمارى سل، تالاسمى، گواتر و برخى سرطانها نشانگر تعمق به مسايل بومى و تاثيرات آن بر موجودات زنده مىباشد.
فعاليتهاى بشر بويژه پس از انقلاب صنعتى باعث آشفتگى در چرخه طبيعى ژئوشيمى برخى از عناصر گرديده، موادى كه به طبيعت اضافه مىشوند و تغير مكان بسيارى از مواد معدنى اثرات نامطلوبى را بر محيط زيست و مستقيماً بر زندگى موجودات زنده مىگذارد.
ارتباط بسيارى از بيمارىها و سرطانزايىها با كانىهاى معدنى چون سرپانتين و آزبست ثابت شده. و از طرفي بروز بيمارىهاى خونى در معادن آهن و بيمارىهاى نقص عضوى در مراكز پرتوزايى محيطى خود مىتواند دليل ديگر بررسى زمينشناسى- پزشكى باشد.
در سرطانهاى ارثى نسبت خطر براى عوامل زمينهساز محيطى %65 بوده در حالى كه عوامل قابل توارث %26 تا %42 خطر سرطان را تشكيل مىدهد.
تفاوتهاى جغرافيايى در مرگ هاى ناشى از انواع سرطان ها مؤيد اين است. مثلاً كارسينوم سلول كبدى در ايالات متحده غيرشايع ولى در آفريقا كشنده مىباشد.
به طور كلي زمينشناسي پزشكي نشاندهنده اين است كه در بسياري از مناطق جهان بيماريهايي وجود دارد كه زمينه اصلي آن از طريق محيط وارد بدن انسان شده و به صورت ژنتيكي از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشود و به اشكال مختلف بروز ميكند.
با توجه به اينكه كليه عناصر زمين از چرخه آب، خاك و هوا به بدن انسان وارد ميشود اگر بخواهيم در آينده از بسياري از بيماريها و چگونگي حادثشدن آنها در يك جامعه مطلع شويم، راهي جز شناسايي دقيق زمينشناسي آن منطقه نداريم كه اين امر با شناخت عناصر موجود در زمين و به كارگيري اطلاعات موجود در علم ژئوشيمي و هيدروژئوشيمي محقق ميشود.
كاربردهاي متعددي براي سدهاي لاستيكي ميتوان متصور شد كه از آن جمله ميتوان به انحراف آب اراضي كشاورزي، افزايش ارتفاع سدهاي بتني، استفاده به جاي دريچههاي فولادي، جداسازي آبشور از شيرين در مواقع فروكش كردن آب در رودخانههاي ساحلي، تغيير سطح آب در كشتيراني و بالا آوردن سطح آب در رودهاي كمآب به منظور پمپاژ اشاره كرد.
محدود بودن استفاده از سدهاي لاستيكي در ايران به دليل نو بودن اين فناوري است و متاسفانه تاكنون سدهاي احداث شده محدود به استفاده جهت مصارف كشاورزي بوده است.
مطالعات احداث سدهاي لاستيكي در استان مازندران، گلستان و گيلان در 36 محور انجام شده است، در اين راستا دو سد انحرافي در بابلسر به ترتيب در سالهاي 75 تا 83 بر روي رودخانه تالار به مرحله بهرهبرداري رسيده و سدهاي كلهبست در استان مازندران، بندر امير در استان فارس و سد انحرافي در استان گلستان از ديگر سدهاي در دست احداث هستند.
اولويت استفاده از سدهاي لاستيكي در اجراي اين سدها در رودخانههاي با رژيم دائمي است و با توجه به محاسن و معايب ذكر شده، استفاده از اين فناوري گسترش چشمگيري دارد.
ارتفاع اين سدها در كشورهاي مختلف جهان در حدود 8 متر بوده و پيشبيني ميشود تا ارتفاع 10 متر نيز چنين سدهايي ساخته شود، اما در حال حاضر معمولا با ارتفاع 2 تا 6 متر طراحي و ساخته ميشوند.
محدوديتي در طول ساخت سدهاي لاستيكي وجود ندارد، اما در مسير رودخانههاي با عرض زياد - مثلا يك كيلومتر- با احداث پايههاي بتني و تبديل عرض رودخانه به تعداد مناسب دهانه، در هر دهانه يك بند لاستيكي ساخته ميشود و از اين رو محدوديت عرض رودخانه از بين ميرود.
با بهرهگيري از مطالعات در طراحي سدهاي لاستيكي ميتوان معادلات خطي و غيرخطي مختلفي جهت تخمين ضريب تخليه و استخراج مورد تحليل و ارزيابي قرار داد.
سدهاي مشابه سدهاي لاستيكي با ساختار بتني و سرب مشكل طول عمر و بهرهبرداري، مخاطرات زيستمحيطي و تخريب سازه دارند. طولاني شدن زمان مطالعه و اجراي سدهاي بتني مشابه سدهاي لاستيكي و اندك بودن قابليت مانور اينگونه سازهها در مقايسه با سازههاي لاستيكي از ديگر علل روي آوردن به ساخت اينگونه سدها در جهان است.
1.
2.
3.
4.
5.
6.
مزاياي اقتصادي سدهاي لاستيكي نسبت به موارد جايگزين
1.
2.
3.
4.
5.
مزايا و كاربردهاي سد لاستيكي نبايد با يك سد بزرگ مقايسه شود. از ديگر مزاياي ساخت سدهاي لاستيكي سهولت در بهرهبرداري، ايمني بيشتر، سازگاري با محيط زيست و پايين بودن هزينهها، ذكر كرد.
ضعف اين سد در مقابل اشياي تيز و برنده، پيچيدگي و حساسيت بيشتر تشكيلات نگهداري و بهرهبرداري از اين سدها از جمله ضعفهاي سدهاي لاستيكي نسبت به سدهاي بتني آزاد است.
در بررسي معايب سدهاي لاستيكي، ضعف در مقابل نور خورشيد و محدوديت استفاده در مناطق گرم و خشك نيز قابل ملاحظه است.
اجراي سدهاي لاستيكي
3.
ژئوترمال از کلمه ى يونانى "ژئو" به معنى زمين، و (ترمال) به معنى گرما و گرمايى گرفته شده است. بنابراين، انرژى ژئوترمال به معناى (انرژى زمين گرمايى) يا انرژى با منشا درونى زمين است. اين انرژى، به شکل گرماى محسوس، از بخش درونى زمين است. اين انرژى، به شکل گرماى محسوس، از بخش درونى زمين منشا مى گيرد و اين انرژى در سنگ ها و آب هاى موجود در شکاف ها و منافذ داخل سنگ در پوسته ى زمين وجود دارد. مشاهدات به عمل آمده از معادن عميق و چاه هاى حفارى شده نشان مى دهد که درجه ى حرارت سنگ ها به طور پيوسته با عمق زمين افزايش مى يابد، هر چند نرخ افزايش درجه ى حرارت ثابت نيست. با اين روند، درجه ى حرارت در قسمت بالايى جبه به مقادير بالايى مى رسد و سنگ ها در اين قسمت به نقطه ى ذوب خود نزديک مى شوند.
منشا اين گرما در پوسته و جبه ى زمين، به طور عمده تجزيه ى مواد راديواکتيو است. در طول عمر زمين، اين گرماى درونى به طور آرام توليد شده و در درون زمين محفوظ و محبوس مانده است. همين امر موجب شده است که منبع انرژى مهمى فراهم شود و امروزه به عنوان انرژى نامحدودى در مقياس انسانى مورد توجه قرار گيرد.
از طرف ديگر، نظريه هاى موجود در خصوص تکامل زمين نيز مبنايى براى توضيح وجود گرما در داخل زمين هستند. مطالعات نشان مى دهد که زمين در زمان پيدايش (حدود 5/4 ميليارد سال قبل) حالت مذاب داشته، تدريجا سرد شده و بخش خارجى آن به صورت جامد درآمده است. اما بخش هاى داخلى آن، به دليل کندى از دست دادن گرما، حالت مذاب خود را حفظ کرده و داراى درجه ى حرارت بالايى است و مى تواند منبع گرمايى درونى پوسته باشد که از هسته به طرف خارج منتقل مى شود.
چگونگى انتقال گرماى زمين به سطح زمين
گرما از هسته ى زمين به طور پيوسته به طرف خارج حرکت مى کند. اين جريان از طريق انتقال و هدايت گرمايى، گرما را به لايه هاى سنگى مجاور (جبه) مى رساند. وقتى درجه ى حرارت و فشار به اندازه ى کافى بالا باشد، بعضى از سنگ هاى جبه ذوب مى شوند و ماگما به وجود مى آيد. سپس به دليل سبکى و تراکم کمتر نسبت به سنگ هاى مجاور، ماگما به طرف بالا منتقل مى شود و گرما را در جريان حرکت، به طرف پوسته ى زمين حمل مى کند.
مکان هاى مناسب براى بهره بردارى از انرژى زمين گرمايى
مناطق داراى چشمه هاى آب گرم و آبفشان ها، اولين مناطقى هستند که در آن ها انرژى زمين گرمايى مورد بهره بردارى قرار گرفته و توسعه يافته است. در حال حاضر، تقريبا تمام نيروى الکتريسيته حاصل از انرژى زمين گرمايى از چنين مکان هايى به دست مى ايد. در بعضى از مناطق، تزريق ماگما به درون پوسته ى زمين، به اندازه ى کافى جديد و هنوز خيلى داغ است. در اين نواحى، درجه ى حرارت سنگ ممکن است به 300 درجه ى سانتى گراد برسد و مقادير عظيمى انرژى گرمايى فراهم کند. بنابراين، انرژى زمين گرمايى در مکان هايى که فرايندهاى زمين شناسى اجازه داده اند ماگما تا نزديکى سطح زمين بالا بيايد، يا به صورت گدازه جريان يابد، مى تواند تشکيل شود. ماگما نيز در سه منطقه مى تواند به سطح زمين نزديک شود:
1- محل برخرود صفحات قاره اى و اقيانوسى (فرورانش)؛ مثلا حلقه ى آتش دور اقيانوس آرام.
2- مراکز گسترش؛ محلى که صفحات قاره اى از هم دور مى شوند، نظير ايسلند و دره ى کافتى آفريقا
3- نقاط داغ زمين؛ نقاطى که ماگما را پيوسته از جبه به طرف سطح زمين مى فرستند و رديفى از آتشفشان را تشکيل مى دهند.
کاربرد انرژى زمين گرمايى
از زمان هاى دور، مردم از آب زمين گرمايى که آزادانه در سطح زمين به صورت چشمه هاى گرم جارى بودند، استفاده کرده اند. رومى ها براى مثال از اين آب براى درمان امراض پوستى و چشمى بهره مى گرفتند. در (پمپئى) براى گرم کردن خانه ها از آن استفاده مى شد. بومى هاى آمريکا نيز از آب زمين گرمايى براى پختن و مصارف دارويى بهره مى گرفتند. امروزه، با حفر چاه به درون مخازن زمين گرمايى، و مهار آب داغ و بخار، از آن براى توليد نيروى الکتريسيته در نيروگاه زمين گرمايى و يا مصارف ديگر بهره بردارى مى کنند.
در نيروگاه زمين گرمايى، آب داغ و بخار خارج شده از مخازن زمين گرمايى، نيروى لازم براى چرخاندن ژنراتور توربين را فراهم مى آورد و انرژى الکتريسيته توليد مى کند. آب مورد استفاده، از طريق چاه هاى تزريق به مخزن برگشت داده مى شود تا دوباره گرم شود و در عين حال، فشار مخزن حفظ، و توليد آب داغ و بخار تقويت شود و ثابت باقى بماند.
سه نوع نيروگاه زمين گرمايى براى توليد برق وجود دارد:
1- نيروگاه خشک: اين نيروگاه روى مخازن ژئوترمالى که بخار خشک با آب خيلى کم توليد مى کنند، ساخته مى شوند. در اين روش، بخار از طريق لوله به طرف نيروگاه هدايت مى شود و نيروى لازم براى چرخاندن ژنراتور توربين را فراهم مى کند. اين گونه مخازن با بخار خشک کمياب است. بزرگترين ميدان بخار خشک در دنيا، آب گرم جيزرز در 90 مايلى شمال کاليفرنياست که توليد الکتريسيته در آن، از سال 1962 شروع شده است و امروزه به عنوان يکى از موفق ترين پروژه هاى توليد انرژى جايگزين محسوب مى شود.
2- نيروگاه بخار حاصل از آب داغ: اين نوع نيروگاه روى مخازن داراى آب داغ احداث مى شود. در اين مخازن با حفر چاه، آب داغ به سطح مى آيد و به دليل آزاد شدن از فشار مخازن، بخشى از آن به بخار تبديل مى شود. اين بخار براى چرخاندن توربين به کار مى رود. چنين نيرگاه هايى عموميت بيشترى دارند، زيرا بيشتر مخازن زمين گرمايى حاوى آب داغ هستند. فناورى مزبور براى اولين بار در نيوزيلند به کار گرفته شد.
3- نيروگاه ترکيبى (بخار و آب داغ): در اين سيستم، آب گرم از ميان يک مبدل گرمايى مى گذرد و گرما را به يک مايع ديگر مى دهد که نسبت به آب در درجه حرارت پائين ترى مى جوشد. مايع دوم در نتيجه ى گرم شدن به بخار تبديل مى شود و پره هاى توربين را مى چرخاند. سپس متراکم مى شود و مايع حاصله دوباره مورد استفاده قرار مى گيرد. آب زمين گرمايى نيز دوباره به درون مخازن تزريق مى شود. اين روش براى استفاده از مخازنى که به اندازه ى کافى گرم نيستند که بخار با فشار توليد کنند، به کار مى رود.
مزاياى استفاده از انرژى گرمايى براى توليد الکتريسيته
1-
4- براى کوتاه کردن زمان مورد نياز رشد و پرورش ماهى، ميگو، نهنگ و تمساح (آبزى پرورى).
5- براى پاستوريزه کردن شير، خشک کردن پياز، الوارکشى و براى شستن پشم (استفاده صنعتى)
بزرگترين واحد اين سيستم گرمايى در دنيا، در(ريکياويک) در ايسلند قرار دارد. از زمانى که اين سيستم براى تامين گرماى شهر مذکور به کار مى رود، ريکياويک به يکى از تميزترين شهرهاى دنيا تبديل شده است؛ در صورتى که قبل از آن بسيار آلوده بود.
موارد مصرف ديگرى نيز از گرماى زمين گرمايى وجود دارد. براى مثال، در (کلامث فالز) در اورگن آمريکا، زير جاده ها و پياده روها آب ژئوترمال لوله کشى مى شود، تا از يخ زدن آن ها در شرايط هواى يخبندان جلوگيرى شود. در نيومکزيکو، رديفى از لوله ها که زير خاک دفن شده اند، آب زمين گرمايى را انتقال مى دهند تا گل ها و سبزيجات پرورش يابند. با اين شيوه، اطمينان حاصل مى شود که زمين يخ نمى زند. به علاوه، فصل رويش طولانى تر مى شود و روى هم رفته، محصولات کشاورزى سريع تر رشد مى کنند و بدون استفاده از گلخانه محافظت مى شوند.
کشورهايى که در حال حاضر از مخازن زمين گرمايى براى توليد الکتريسيته استفاده مى کنند، عبارتند ازک آمريکا، نيوزيلند، ايسلند، مکزيک، فيليپين، اندونزى و ژاپن. استفاده از اين انرژى در بسيارى از کشورها در حال گسترش است. راه حل استفاده ى بيشتر از انرژى زمين گرمايى، افزايش آگاهى عمومى و تقويت فناورى مرتبط با زمين گرمايى است.
انرژى زمين گرمايى در ايران
رشد روزافزون جمعيت، توسعه ى شهرى و نيز اقتصاد انرژى در کشور ما، توليد 90 هزار مگاوات برق در سال 2020 را اجتناب ناپذير ساخته است. در حدود 98 درصد ظرفيت توليد فعلى نيروگاه هاى برق کشور به کاربرد سوخت هاى فسيلى متکى است. حال آن که محدوديت منابع سوخت فسيلى، رشد مصرف داخلى و نبودذ منابع کافى براى صادرات از يک سو، و موازين و معيارهاى زيست محيطى توسعه ى پايدار از سوى ديگر، کاربرد انرژى هاى تجديدشونده در بستر توليد را اجتناب ناپذير ساخته است.
به رغم پتانسيل هاى بسيار مناسب به منظور کاربرد انرژى زمين گرمايى، به دليل نبود سياستگذارى هاى کلان در زمينه ى به کارگيرى انرژى تجديدپذير، و فقدان فناورى مناسب در خصوص حفارى عميق، مهندسى مخازن، ساخت و نيز بهره بردارى از نيروگاه هاى زمين گرمايى، و بالاخره وجود رقيب سرسخت منابع ارزان سوخت هاى فسيلى، بهره بردارى از پتانسيل هاى مزبور کماکان جدى گرفته نشده است.
از سوى ديگر، هم گام با سياست دولت در راستاى کاهش وابستگى به اقتصاد تک محصولى، تحولى اساسى در سياست دولت مبتنى بر کاربرد انرژى هاى تجديدپذير در حال شکل گيرى است و دواير متعددى با محوريت مرکز انرژى هاى نو در وزارت نيرو، سازمان انرژى اتمى و نيز سازمان زمين شناسى، به عنوان متولى تهيه داده هاى پايه در حال کار روى موضوع مذکور هستند.
هم گام با سياست (مرکز انرژى هاى نو) وزارت نيرو براى جذب سرمايه گذارى خارجى در سال 1375، گروهى متشکل از کارشناسان ايرانى و فيليپينى مبادرت به برداشت هاى تفصيلى زمين شناسى، هيدروژئوشيميايى و ژئوفيزيک در ناحيه ى (دره قطور) کردند. همچنين در اوائل سال 1376، هم گام با تشکيل گروهى متشکل از کارشناسان نيوزيلندى و ايرانى، بنا شد اين گروه، مطالعاتى تفصيلى روى آتشفشان سبلان و پيرامون آن، مشتمل بر منطقه ى (سرعين)، انجام دهند. با عنايت به لزوم افزايش ظرفيت نصب شده ى نيروگاهى، به نظر مى رسد بهره بردارى از انرژى هاى تجديدپذير به منظور تغيير در سبد انرژى، اجتناب ناپذير باشد. به کارگيرى انرژى زمين گرمايى حداقل در نواحى شمال غربى کشور مى تواند، به عنوان گزينه اى به منظور تغيير کاربرى سوخت هاى فسيلى مطرح شود و اين نکته وقتى حائز اهميت مضاعف مى گردد که توجه داشته باشيم، با وجود تمام فعاليت هاى عمرانى صورت پذيرفته در سال هاى پس از انقلاب، ظرفيت نصب شده ى نيروگاهى کشور صرفا 22 هزار مگاوات افزايش يافته است
بحث كنيد .ص 3
زيرا اراتو ستن از روش علمي براي حل مسئله استفاده كرد و روش بكار رفته توسط وي به روشهاي امروزي نزديكتر است (روشهاي ساده رياضي )
فعاليت . صفحه 4
نشان دهندة حركت زمين بدور خود و مسير دايره اي حركت است .
تفسير كنيد .4
1)زمين به دور خود مي چرخد . ولي اينرسي گلوله سنگين آن را در وضع ثابتي نگه مي دارد و ظاهراً گلوله سنگين يك مسير دايره اي طي مي كند .
2)در قطبين – زيرا نصف النهارها در قطبين يكديگر را قطع مي كنند و آونگ مسير دايره اي شكلي را طي مي كند . در حالي كه در استوا نصف النهار موازي مي باشند و آونگ در امتداد يك خط حركت مي كند .
3)بلي ، آونگ فوكو عكس جهت چرخش زمين مي چرخد .(زمين خلاف حركت عقربه هاي ساعت مي چرخد .)
جمع آوري اطلاعات . ص7 (شكل )
از وسط و بالا شروع مي كنيم
حالت اول در نيمكرة شمالي انقلاب تابستاني يعني اول تيرماه مي باشد .
حالت دوم اعتدال پائيزي – اول پائيز
حالت سوم در نيمكرة شمالي انقلاب زمستاني اول دي ماه مي باشد .
حالت چهارم اعتدال بهاري – اول بهار
علت ايجاد فصول انحراف محور زمين و چرخش زمين بدور خورشيد مي باشد .
1- اول بهار و اول پائيز
2- انقلاب تابستاني : زماني كه قسمت بيشتري از زمين رو به خورشيد قرار مي گيرد و طول روز از طول شب بيشتر مي باشد .
انقلاب زمستاني : زماني كه قسمت كمتري از زمين رو به خورشيد قرار مي گيرد و طول روز از طول شب كمتر است .
فكر كنيد . صفحه 8
1- به علت انحراف محور زمين كه در نيمكرة شمالي تابستان است قطب شمال بيشترين تمايل را به سمت خورشيد دارد و قطب جنوب كمترين تمايل را ،بنابراين در نيمكرة جنوبي زمستان خواهد بود .
2- 1)بدليل كوچك بودن زاوية تابش 2)طولاني بودن روز زيرا سطح بيشتري از زمين رو به خورشيد مي باشد .
3- زيرا در تابستان زمين بيشترين تمايل يا انحراف را به سمت خورشيد دارد .
4- زيرا كشور ما در نيمكرة شمالي و بالاي مدار رأس السرطان قرار دارد و خورشيد را در جنوب آسمان مي بينيم . بنابراين هميشه سايه ها رو به شمال تشكيل مي شود و در نيمكرة جنوبي اين پديده عكس خواهد بود .
- زيرا در تير ماه خورشيد بيشتر بصورت عمود مي تابد و طول سايه ها كوتاهتر مي شود . در حالي كه در اول دي ماه چون خورشيد مايل مي تابد بنا براين سايه ها بلند تر مي شود .
فكر كنيد صفحه 23
زيرا در افيوليتها ميزان سيليس كم و آهن و منيزيم به دليل تركيب بازي و فوق بازي سنگها زياد مي باش دكه ميل تركيبي بسيار زيادي با اكسيژن دارد به همين علت به سرعت هوازده مي شوند .
سؤال شكل 7-2 صفحه 22
به علت وجود هسته خارجي (مايع) كه امواج S از آن عبور نمي كنند و همچنين شكست امواج P در مرز هسته و گوشته باعث ايجاد منطقه سايه براي امواج لرزه اي مي باشد .
سؤال صفحه 23
زيرا اين عناصر از عناصر فراوان كيهاني نيستند و همچنين خاصيت مغناطيسي زمين را توجيه نمي كنند .
شكل 8-2 صفحه 25
در نمونه هاي خشكي ملاحظه مي شو دكه به دليل تأثير عوامل فرسايش و تغيير و دگرگوني در رسوبات بررسي وارونگي مغناطيسي دشوار مي باشد .
شكل 9-2 صفحه 25
1- عرض جغرافيايي 2- ارتفاع ( فاصله ) 3–جرم (چگالي ) بستگي دارد .
سؤال صفحه 27 ، فكر كنيد :
شدت نيروي گرانشي منفي در منطقه اي كه داراي كانيهايي با چگالي كم مي باشد ديده مي شود مانند كانيهاي هاليت ، ژيپس ، انيدريت .
شدت نيروي گرانشي مثبت در منطقه اي كه داراي كانيهاي با چگالي زياد مي باشد ديده مي شود مانند كانيهاي مانيتيت ، باريت ، گالن .
فكر كنيد :
سواحل دايماً در حال فرسايش و تخريب بوده و نيز محل انباشت رسوبات آورده از خشكي مي باشند بنابراين از خط ساحلي بر هم منطبق نمي شوند .
شكل 6-3 صفحه 36
با توجه به جهت آرايش دانه هاي مانتيت در سنگها جهت ميدان در آنها مشخص مي شود .
سؤال صفحه 36
با استفاده از خاصيت مغناطيسي سنگها بر روي زمين ( يا عرضهاي جغرافيايي ) مي توان فاصله آنها را نسبت به قطب به دست آوريم .
شكل 7-3 صفحه 37
از مقايسه دو شكل مي توان نتيجه گرفت اروپا و امريكاي شمالي در گذشته به يكديگر متصل بوده اند .
شكل 8-3 صفحه 38
با توجه به وجود جريانهاي كنوكسيوني كه در گوشته رخ مي دهد و خروج مواد از گوشته بستر اقيانوسها به دو طرف رانده مي شوند و در اين صورت پوسته جديدي در محل شكاف تشكيل مي شود .
شكل 9-3 صفحه 39
با توجه به شكل نوعي قرينگي وارونه و طبيعي در وضع مغناطيس سنگها كه در دو طرف شكاف ميان اقيانوس قرار گرفته اند ديده مي شود . علت اين قرينگي وارونگي مغناطيس است كه هر چه از محل شكاف دورتر مي شويم سنگها قديمي تر مي شوند .
شكل 12-3 صفحه 42
زيرا با دور شدن د وقاره مواد مذاب موجود در درون زمين خارج شده است و باعث ايجاد گسترش بستر اقيانوسها مي شود و آتشفشان به وجود مي آيد .
شكل 14-3 صفحه 44
الف) پيدايش آتشفشان در قاره ها و دراز گودال در حاشيه قاره ها و اقيانوسها
ب) پيدايش آتشفشان در اقيانوسها و جزاير قوسي
ج) پيدايش كوهها ( پديده كوهزايي )
شكل 15-3 صفحه 45
استنباط مي شو دكه بيشترين زمين لرزه ها در لبه هاي صفحات تكتونيكي صورت مي گيرد .
سؤال صفحه 50
زيرا بعضي از ساختمانها در اثر زلزله ي اصلي در آستانه ي تخريب قرار دارند و با لرزشهاي خفيف پس از زلزله ي اصلي به ويراني كامل مي رسند .
تفسير كنيد صفحه 51
با توجه به شكل بيشترين زلزله در سواحل روي مي دهد و هر چه به وسط اقيانوس نزديك مي شويم تعداد زمين لرزه كم مي شود و كانون زلزله عميق تر مي شود . در ضمن در فاصله 800 الي 900 كيلومتري باز تعداد لرزه ها بيشتر مي شود . اين محل ها مرزهاي ورقه هاي ليتوسفر هستند .
شكل 3-4 صفحه 52
هر دو داراي بخشي در ارتباط با زمين هستند كه هنگام زمين لرزه از ارتعاشات آن تبعيت مي كند و هر دو داراي يك قسمت ثابت هستند – در لرزه نگار قائم (عمودي) دستگاه در جهت افقي ثابت است . ارتعاشات عرضي را ثبت مي كند و در حالي كه در لرزه نگار افقي دستگاه در جهت قائم ثابت است و ارتعاشات طولي را ثبت مي كند .
فكر كنيد صفحه 55
قسمت اول : در جلسه حضوري پاسخ داده خواهد شد .
قسمت دوم : اگر دو دستگاه داشته باشيم در آنصورت دو مركز سطحي خواهيم داشت و يك دستگاه بي نهايت مركز سطحي خواهيم داشت .
تحقيق كنيد صفحه 56
مصالح ساختماني سبك در برابر زلزله مقاومت بيشتري دارند و شكل ساختمانهايي كه هندسي تر و منظم تر باشند مقاومت بيشتري از خود نشان مي دهند .
- آتش سوزي ، برق گرفتگي ، فرو ريختن شيشه ، شيوع بيماريهاي ميكروبي و ...
- بلي ، فعاليتهاي هسته اي باعث فعال شدن گسل ها مي شوند .
سؤال صفحه 64
وجود گازهاي حرارتي (ابر سوزان ) ، زيرا مسافت زيادي حمل مي شوند .
سؤال صفحه 69
زيرا پيش بيني زمين لرزه مشكل و تقريباً غير مممكن است ولي آشفشان را مي توان پيش بيني كرد .
شكل 1-6 صفحه 72
اختلاف در رنگ ، جنس ، ضخامت ، و اندازه ذرات وجود دارد .
سؤال صفحه 72
خير – در برخي موارد تفاوت هايي در جنس و بافت لايه هاي افقي ديده مي شود ، به عنوان مثال در لايه هاي رسوبي از طرف ساحل به سمت مناطق عميق دريا اندازه ذرات رسوبي كوچكتر مي شود .
سؤال صفحه 73
زماني كه تنش فشاري در مدت زمان طولاني و با مقدار كم بر شيشه وارد مي شود .
سؤال صفحه 73 ( جدول )
اعماق زمين : خميري در محل بسيار گرم : خميري تنش در مدت زمان طولاني : خميري
سطح زمين : شكستگي تنش ناگهاني : شكستگي سنگ آبدار : خميري سنگ خشك : شكستگي
تفسير كنيد صفحه 81
از يك گونه دو گونه مجزا به وجود آمده است ، تغييرات تكاملي بعدي هر يك را براي يك نوع شرايط زيستي سازگار كرده است .
تفسير كنيد صفحه 82
سنگ طرف راست : منشاء آلي و در محيط دريايي مي باشد . سنگ طرف چپ: آواري ( مخروطه افكنه هاي دامنه ي كوه ) است
فكر كنيد صفحه 83
در شكل الف : آب ساكن بوده است ، زيرا قطر رسوبات در همه نقاط يكنواخت مي باشد و سطح لايه بندي صاف نمي باشد .
در شكل ب : آب جريان داشته است ، زيرا سطح لايه بندي صاف مي باشد .
شكل 4-7 صفحه 85
هر دو شكل عادي مي باشند زيرا با توجه به جهت برجستگي ريپل ماركها و صدف دو كفه ايها مي توان گفت هر دو شكل عادي مي باشد به جزء چند صدف كه وضعيت متفاوتي دارند كه ممكن است به دليل تأثير امواج برگشته باشند .
شكل 7-7 صفحه 86
ابتدا توده آذرين نفوذي به وجود آمده است سپس توده آذرين به سطح زمين راه يافته و بعد رسوبات بر روي توده آذرين ته نشين شده است .
تفسير كنيد صفحه 87
از چپ به راست : شكل 1 : رسوبگذاري ، شكل 2 : چين خوردگي ، شكل 3 : عمل فرسايش بخشي از چين خوردگي ، شكل 4 : رسوبگذاري مجدد .
فكر كنيد صفحه 88
1- تشكيل رسوبات ضخيم در اعماق كم به دليل فرو نشست تدريجي بستر درياها ( اصل ايزوستازي ) ممكن مي شود ، وجود سنگ آهك و تشكيل روي رسوبات ماسه اي به دليل پيشروي دريا است .
2- توقف در رسوبگذاري سبب مي شود در برخي زمانها رسوبي روي لايه هاي قديمي تشكيل نشود .
3- زيرا ناپيوستگي ها وقوع فعاليتهاي تكتونيكي و تغييرات آب وهواي زمين در گذشته را نشان مي دهند .
تفسير كنيد صفحه 89
(1) شكل سمت چپ :
1- رسوبگذاري 2- پسروي دريا 3- پيشروي دريا 4- ايجاد گسل 5- نفوذ توده آذرين
شكل سمت راست :
1- رسوبگذاري 2- پسروي دريا ( ايجاد يك چين تك شيب ) 3- فرسايش 4- پيشروي دريا 5- نفوذ توده آذرين 6- ايجاد گسل
(2) شكل سمت چپ :
حالت نفوذي دارد زيرا توده آذرين قسمت هايي از سنگهاي آهكي را در بر گرفته است . يعني سنگ آهك از قبل وجود داشته است .
شكل سمت راست :
گدازه مدفون شده است زيرا قطعات فرسايش يافته آن در لاي طبقات آهكي باقي مانده است .
شكل 8-7 صفحه 90
به دليل اينكه بين و و
فكر كنيد صفحه 91
1- زيرا فسيل جانداران ابتدايي در سنگهاي بسيار قديمي يافت مي شود و فسيل جانداران تكامل يافته تر در سنگهاي جوان يافت مي شود .
2- در همه جا يافت شود . دوره زندگي كوتاه داشته باشد . فراوان باشد . مي تواند هم جانداران ساده و هم پيچيده باشد تشخيص آن آسان باشد . مي تواند هم دريا زي باشد و هم خشكي زي ولي بيشتر دريازي اهميت دارند .
3- تشخيص سن لايه 2 آسانتر است . زيرا در آن دو نوع سنگواره راهنما يافت مي شود . در ابتداي لايه 2 زندگي فسيل
مشاهده كنيد صفحه 92
صدف قطور : مربوط به آبهاي گرم ، عمق كم و زمان پالئوزوئيك است .
صدف نازك : مربوط به آبهاي سرد ، عمق نسبتاً بيشتر و اوايل دوران دوم است .
تفسير كنيد صفحه 94
1- سرخس مربوط به مناطق پر باران و گرم مرطوب – شيل هاي تيره به علت وجود كربن مربوط به مناطق مردابي و گرم .
2- ماسه سنگ يا ريپل مارك بيانگر محيط ساحلي زيرا ماسه سنگها در سواحل ته نشين مي شوند .
3- سنگ آهك به علت اينكه دانه هاي بسيار ريزي دارد مربوط به مناطق عميق دريا مي باشد .
سؤال صفحه 96
1- چون
ميليارد سال 5/13 = 3 * 5/4
2- چون نيمه عمر اورانيوم بسيار زياد است .
تفسير كنيد صفحه 97
از راست به چپ :
شكل اول : چون دانه هاي ريز و درشت در كنار يكديگر قرار گرفته اند پس حمل رسوبگذاري با سرعت صورت گرفته است .
شكل دوم : چون جو رشدگي خوبي دارد پس عمل رسوبگذاري در محيط آرام صورت گرفته است .
شكل سوم : دانه ها در اندازه هاي مختلف با همديگر در آب معلق بوده اند و چون حركت آب متوقف شده است .
فكر كنيد صفحه 100
1- الف) سرعت رسوبگذاري تابع عوامل مختلفي مي باشد كه در طول زمان يكنواخت نمي مانند ، مثلاً در بارندگي شديد سرعت جريان آب زياد مي شود و سرعت رسوبگذاري را در درياها بيشتر مي كند .
ب) مقدار رسوب گذاري تابع شرايط محيطي است ، آبي كه از ميان سنگهاي سخت مي گذرد مقدار بار رسوبي كمتري نسبت به آبي كه از سنگهاي سست و نرم مي گذرد دارد .
تفسير كنيد صفحه 112
1-بر اساس اين مدل زمين در مركز منظومه شمسي قرار دارد و ثابت است و خورشيد و ساير سيارات حركت مي كنند .
2- محل مريخ وزهره در شب هاي متوالي دائماً در حال تغيير است و از طرف ديگر زمين در حال چرخش به دور خود است . لذا گمان مي رود اين سياره ها به دور زمين مي چرخند .
شكل 2-9 صفحه 113
بلي – با توجه به شكل محل قمرها نسبت به مشتري تغيير كرده است . و در شكل وسط يكي از قمرها ديده نمي شو دكه اين حالت از چرخش قمرها به دور مشتري حاصل مي شود .
سؤال صفحه 118
مسافت رفت و برگشت
فاصله ماه تا زمين
|
حالت ماه |
طلوع |
غروب |
|
هلال |
6 صبح |
6 عصر |
|
شب چهارم |
9 صبح |
9 عصر |
|
تربيع اول |
12 صبح |
12 شب |
|
شب دهم |
3 بعد از ظهر |
3 صبح |
|
بدر |
6 صبح |
6 صبح |
|
شب هجدهم |
9 شب |
9 صبح |
|
تربيع دوم |
12 شب |
12 ظهر |
|
شب بيست و پنجم |
3 صبح |
3 عصر |
فكر كنيد صفحه 120
1- خورشيد گرفتگي در محاق و ماه گرفتگي در بدر اتفاق مي افتند .
2- خير – اهله قمر وضعيت ماه نسبت به زمين را نشان مي دهد . نه ساير مكانهاي فضايي ديگر را
3- چون همراه با چرخش ماه حول محور خود ، زمين نيز حول محور خود مي چرخد .
محل ماه در فضا نسبت به زمين هر روز در حال تغيير است . چون ماه در حال گردش به دور زمين است و در هر روز
تفسير كنيد صفحه 121
به علت حركت انتقالي زمين است .
فكر كنيد صفحه 133
1- موقعيت شهر خود را نسبت به يك مبدأ مشخص به دست مي آوريم و بسته به اينكه در جنوب يا شمال يا شرق و غرب اين مبدأ قرار داريم ، اندازه هاي حاصل را با طول و عرض اين مبدأ جمع و يا كم مي كنيم .
2- به كمك اختلاف زاويه تابش خورشيد در حالت كوچك ترين سايه مي توان عرض جغرافيايي را به دست آورد و طول جغرافيايي به كمك اختلاف زمان تابش عمودي يا كوچك ترين سايه بين شهر خود و يك مبدأ ( نصف النهار گرينويچ ) محاسبه مي شوند . عرض جغرافيايي به كمك زمان طلوع و غروب خورشيد نيز قابل محاسبه است .
تحقيق كنيد صفحه 134
روشهاي مختلفي براي اين كار وجود دارد . يك روش به اين صورت است كه يك كاغذ را به صورت استوانه اي مماس بر روي كره قرار مي دهيم و خطوط عمود از مركز كره ، كره روي اين كاغذ رسم مي كنيم .
تفسير كنيد :
نقشه
اندازه گيري صفحه 139
1- با توجه به طول و عرض جغرافيايي آن نقطه
2- هر سانتي متر در اين نقشه معادل 000/20 سانتي متر (200 متر) بر روي زمين است . لذا هر كيلومتر فاصله در اين نقشه برابر 5 سانتي متر خواهد بود . يك كيلومتر مربع مساحت زميني به ابعاد يك كيلومتر است . اين مساحت در روي نقشه برابر با 25= 5 * 5 سانتي متر مربع خواهد بود .
3-
4- الف) شمال به جنوب ، ب) ديواره غربي ج) فاصله
درصد 1/33=100 *
هـ) نقطه
ارتفاع نقطه
ز)
فعاليت صفحه 149
آب منبع تجديد نشدني است . زيرا آبهاي زيرزميني در صورت مصرف زياد به شدت كاهش مي يابند و به راحتي جانشين نمي شوند .
در كشور ما از خاك ، آب و منابع گياهي بايد مراقبت بيشتري به عمل بيايد .
بحث كنيد صفحه 150
1- كاهش غذا ، مسكن ، افزايش آلودگي هوا و . . .
2- غذا ، خاك ، آب و مواد معدني و . . .
3- براي انرژي هاي حاصل از سوخت فسيلي تا حدودي جايگزين وجود دارد .
مقايسه كنيد صفحه 157
1- ميزان دسترسي به اين منابع و هزينه مصرف . 2) مقدار رشد اقتصادي جامعه و ميزان صنعتي شدن . 3) داشتن انرژي هاي جايگزين
جمع آوري اطلاعات صفحه 157
يكي از راههاي انتقال گرما ، تابش است . گرما به صورت امواج مادون قرمز منتشر مي شود . زمين گرماي خود را به اين صورت منتشر مي كند .برخي مواد مانند مانع خروج اين تابش هاي گرمايي شده و آن را در سطح زمين محفوظ نگه مي دارند و همين پديده سبب افزايش دما مي شود .
اندازه گيري كنيد . ص 4
سؤال زير شكل : در ظرفي كه گرانيت روي مايع قرار گرفته ، چگالي مايع از چگالي گرانيت بيشتر است . و در ظرفي كه گرانيت در زير مايع قرار گرفته چگالي مايع از چگالي گرانيت كمتر است .
سؤال 1 : اثري ندارد
سؤال 2 : بله از فرمول
مشاهده و تفسير كنيد . ص 6
سؤال 1 : بر اساس حركت تلماسه و عمل فرسايش
سؤال 2 : نتيجه مي گيريم سيماي زمين در اثر عمل فرسايش ، حمل ورسوب گذاري در حال تغيير مي باشد در جهت جنوب شرقي - در هنگام بعد از ظهر - 1) تغيير و جابجايي تلماسه ، 2) تغير در راههاي مال روي بالا و پايين تلماسه و..
ص 7 شكل 3-1 : نيروي گرانش زمين
سؤال ص 8 :
- يكي از آنها واقعي و ديگري تصوري مي باشد - مدل كره زمين
- 1. نشان دادن مدل تصوري به مدل واقعي 2. نشان دادن اجسام كوچك در مقياس بزرگ و بلعكس
- بر اساس اطلاعات موجود در مورد اجسام كوچك و انطباق آن اطلاعات با مدل تهيه شده .
سؤالات ص 9 :
- 1) براي ايجاد پرسشهاي تازه و ارائه فرضيه هاي جديد 2) مشاهدات،اندازه گيري و محاسبات زيادي به وجود مي آيد .
- 1) چرا آزمايش انجام شد 2) چه كارهايي انجام شد 3) چه نتيجه گيري به دست آمد .
صفحه 15
- 1) زيرا نيتروژن در واكنش هاي شيميايي زياد شركت نمي كندكوچك بودن مولكول آن و نيزغير قطبي است براي همين فعال نيست و در هنگام رعد و برق فعال مي شود و بصورت تركيبات نيتراتي از خاك وارد گياهان و از گياهان وارد بدن ما مشود ( غير مستقيم ). 2) نيتروژن در گازهاي تنفسي ميزان درصد آن در گازهاي دم و بازدم يكسان مي باشد و جزء گازهاي تنفسي مهم نمي باشد
صفحه 25
- 1) جذب بيشتر گرماي خورشيد توسط زمين و بازتاب آن به هوا .
2) جذب كمتر گاز دي اكسيد كربن و افزايش اثر گلخانه اي
3) كاهش درختان باعث كاهش بارندگي شده و كاهش بارندگي باعث گرم شدن هوا مي شود .
باد خورشيدي : مجموعه الكترونها و پروتونهاي ارسال شده از خورشيد را مي گويند .
صفحه 16
براساس وزن حجمي (چگالي ) گازها .
صفحه 21 شكل 7-2
به علت وجود باد خورشيدي
صفحه 30
زيرا هواي اطراف شيشه ها سرد بود و بخار آب موجود در اطاق بر اثر برخورد به شيشه ، دماي هوا پائين آمده و بخار آب به قطرات آب تبديل مي شود . زيرا رطوبت (بخار آب )موجود در هواي گرم اتاق در مجاورت شيشه و هواي سرد به حالت اشباع درآمده و به مايع تبديل مي شود .
فعاليت 31
زماني كه رطوبت نسبي 100 درصد مي شود .
صفحه 32
- به علت اينكه داخل اتومبيل و بيرون آن يكنواخت شود و رطوبت از طريق شيشه خارج شود . زيرا داخل ماشين گرم بوده و جذب رطوبت آن زيادتر مي شود .
تفسير كنيد . صفحه 33
هر چه دما بيشتر مي شود قابليت نگهداري بخار آب بيشتر مي شود .
صفحه 37
- بله ، زيرا در كشور ما به علت مصرف سوخت فسيلي ميزان گازهاي سمي افزايش يافته و بارانهاي اسيدي را بيشتر خواهد كرد .
- گياهان
1) گازي كردن خودروها 2)ايجاد فضاي سبز بيشتر 3)استفاده از وسايل نقليه عمومي 4) استفاده از انرژي خورشيدي
صفحه 44
1) عرض جغرافيايي 2)فعاليت موجودات زنده 3)ميزان تبخير 4)ميزان آبهاي ورودي و خروجي 5) ميزان بارندگي – در مناطق قطبي در (عرضهاي بالا ) شوري كمتر و در مناطق خشك (عرضهاي پايين ) ميزان شوري بشتر خواهد بود .
- زيرا ميزان حلاليت كربنات كلسيم در آبهاي گرم بيشتر بوده و ميزان محلول بودن سيليس در آبهاي سرد بيشتر مي باشد و موجودات نيز از كربنات كلسيم و سيليس محلول در آب قادر به استفاده خواهند بود .
مقايسه كنيد . صفحه 46
- هر چه عرض جغرافيايي بيشتر ،دما كمتر . هر چه عرض بيشتر چگالي بيشتر – هر چه عرض بيشتر شوري كمتر . به جز عرض جغرافيايي 0 تا 10 درجه شمالي و جنوبي زيرا در اين مناطق ميزان بارندگي از تبخير بيشتر است .
صفحه 48
- درياي مديترانه خشك مي شد .
صفحه 49
- به علت وجود جريانهاي عمقي در اين دريا و اهميت اين جريانها براي موجودات دريا زي
صفحه 53
- 1) پوشش گياهي 2) شدت بارندگي 3)شيب زمين 4)نفوذ پذيري خاك 5)ميزان هوموس
صفحه 54
- 1)حجم آب 2)شيب بستر رودخانه 3)شكل بستر رودخانه
صفحه 55
- خير - با اندازه گيري دبي يا آبدهي
- 1)حجم آب رودخانه - ميزان نفوذ پذيري زمين - ميزان بهره برداري
تحقيق كنيد . صفحه 59
1) در استانهاي جنوبي و مركزي ايران 2) خير 3)آبهاي زير زميني
مقايسه كنيد :
آبهاي زير زميني آلودگي كمتر و املاح بيشتري از آبهاي جاري دارند .
صفحه 63
1)ميزان آبهاي ورودي از خروجي كمتر باشد
2)ميزان تبخير بيشتر و . . . زماني كه ميزان آب ورودي و خروجي با يكديگر برابر باشد .
صفحه 68
- كانيهاي محلول در مناطق خشك و كانيهاي اكسيد شده در مناطق مرطوب - شيشه
كلسيت با اسيد كلردريك مي جوشد . مزه اي ندارد و در سه جهت غير قائمه رَخ دارد ولي هاليت مزه اي شور دارد و در سه جهت قائمه رَخ دارد .
صفحه 89
دايك عمود بر لايه هاي رسوبي مي باشد ولي سيل موازي با لايه بندي قرار مي گيرد .هر دو جزء ساختهاي صفحه اي اذرين مي باشند . هر دو از ماگما حاصل مي شوند .
صفحه 101
- مثلاً نرم تنان از كربنات كلسيم محلول آب استفاده كرده و براي خود اسكلت مي سازند و يا شعاعيان از سيليس محلول در آب براي خود اسكلت مي سازند و اين باعث كاهش ميزان اين مواد در آب مي شود .
صفحه 102
- بيشترين جورشدگي در رسوبات بادي و كمترين در رسوبات يخچالي مي باشد .
صفحه 106
- زيرا 25 درصد در تركيب شيميايي آركوز فلدسپات وجود دارد و فلدسپاتها نسبت به آب co2دار بسيار ناپايدار مي باشند پس وجود رطوبت و گاز co2 باعث تجزيه آن مي شود در حالي كه در تركيب آركوز 25 درصد فلدسپات وجود دارد .
صفحه 126- سرعت هوازدگي كمتر مي شود زيرا در مراحل اوليه هوازدگي مواد ناپايدار به سرعت تجزيه مي شود و رفته رفته مواد پايدار باقي مي مانند .